سؤال اینست که در تاریخ اجتماعی انسان، دقیقاً از چه زمانی درک زیبایی از خود فراتر رفت و متوجه دیگری شد؟ آن دیگری کسی است که روبه‌رو ایستاده، میتوانی به او بنگری و زیبایی‌اش را تأیید کنی بدون اینکه درباره خودت احساس غبن یا یأس کنی. امر جنسی اما بی‌دخالت در این شناخت نیست و برای بیرون آمدن از خود و نگریستن به زیبایی دیگری، یوسف را زنان نگریستند نه مردان.

(با احترام به ۱۳۴ نویسنده کانون نویسندگان ایران درنامه معروف «ما نویسنده‌ایم» در سال ۷۳.) نوشتن جغرافیا نمی‌شناسد. می‌خواهم به شکل بیانیۀ معروف کانون نویسندگان شروع کنم: «ما نویسنده‌ایم.» فرقی ندارد این طرف مرز یا آن طرف مرز. زبان و ادبیات برای ما که به این هنر- نفرین آغشته‌ایم مرزکشی مرسوم را نمی‌پذیرد. ما نویسنده‌ایم، […]

ویکی‌پدیا نوشته: «در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی و قبل از آن‌که وارد صنعت سینما شود در چند سریال تلویزیونی تعدادی نقش فرعی ایفا کرده بود. پس از آن‌که به خاطر مهارت‌اش در ایفای نقش‌های کمدی نقدهای مساعدی دریافت کرد، به‌عنوان یکی از افراد جدید هالیوود معرفی شد و برای بازی‌اش در فیلم «درهٔ عروسک‌ها» (۱۹۶۷) نامزد […]

هر سه‌شنبه میاید. کسی نمی‌داند سه‌شنبه‌ها- خوب یا بد- برای من روز خاصی است. همیشه بوده و معلوم نیست چرا. بدترین اتفاقات زندگی و خوبترینشان در همین سه‌شنبه‌ها پیش آمده. میاید زیر پنجره می‌ایستد و سلطان قلبم را میخواند با صدایی خش‌دار و اندوهیگن و سازی ناکوک. گاه به گاهی بارش پول سیاه را از […]